گ‍‍ودزیلا سواری D:

هر «گودزیلا»یی که می‌بینید، «زندگی» را جایگزینش کنید:)

طولانی‌نوشتِ دردناکِ درددل طور :)))

مثل ما. درست مثل ما که در برابر همه چیز یاد گرفته ایم غر بزنیم...


اوووووه ببخشید. حواسم نبود دارم از ضمیر «ما» استفاده می‌کنم. بگذارید بقیه‌ی نوشته را درباره‌ی خودم بنویسم. مسلما عیب‌های جزء را نمی‌توان به کل نسبت داد؛ مگر نه؟


مثل من. مثل من که در برابر همه چیز غر می‌زنم، همه چیز را به مسخره می‌گیرم، به کوچکترین حرکات ناهماهنگ آدم‌های اطرافم می‌خندم، تمام آدم ها و اشیاء و حیوانات و پیر و جوان و زن و مرد را موجوداتی برای خدمت به خودم می‌بینم، فحش می‌دهم و مدام هرجا که کم بیاورم از علائم اشاره هم استفاده می‌کنم!

بعد من همانی هستم که در کمپین های رنگ و وارنگ شرکت می‌کنم، پست‌های خیرخواهانه و انسانی را لایک می‌کنم، از بی‌فرهنگی و جور زمانه و بی‌عدالتی حرف می‌زنم و برای کودکان کار و گورخواب‌ها کیلو کیلو پست می‌گذارم. خب راستش کنتور که ندارند اینها. بگذار تا می‌توانم یک حرکت مردمی و خداپسندانه‌ای انجام داده باشم!

اما دریغ از اینکه یک بار از خودم پرسیده باشم:«خودت چه گلی زدی به سرت؟» و یا اگر هم از خودم پرسیده باشم، قطعا از بی‌جوابی ترجیحا خودم را به کوچه علی‌چپ زده‌ام!

بیایید با خودمان رو راست باشیم. تا زمانی که خودمان دست به کار نشویم و تصمیم داشته باشیم فقط لایک کنیم، کامنت بگذاریم و فحش دهیم، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. نه کودکان کار سر و سامان می‌گیرند، نه گورخواب‌ها حالشان بهتر می‌شود، نه عدالت برقرار می‌شود، نه رشوه ‌و اختلاس و هزار درد و کوفت دیگر ریشه کن می‌شود و نه اصلا آبی از آب تکان می‌خورد. 

----------------

* یادم باشد حتما بعدا درباره‌ی یک موضوع نسبتا مرتبط هم بگویم برایتان...

** شدیدا به دعاهای سبزتان نیازمندم:)

*** به نظرتون آهنگ‌های پاپ سنتی خیلی عشق نیستن؟ قبل تر ها کلا به موسیقی علاقه‌ای نداشتم ولی الان احساس می‌کنم پاپ سنتی ها را می‌بلعم:))))) 

**** قطعا پاپ سنتی یه پارادوکس خیلی فجیعه:/

***** چرا از یه جایی به بعد دیگه نمیتونم محاوره‌ای ننویسم؟ سخته خب:/

****** تازگیا تو ذهنم دو تا قسمت از دو آهنگ مجزا مدام پلی میشه:

۱) من اگر زبانم آتش، من اگر زبانم آتش، من اگر ترانه‌هایم همه شعله‌های سرکش(سریال دزد و پلیس)

۲) یک دم از خیال من، نمی‌روی ای غزال من(علی زند وکیلی)

******* اوووه تعداد ستاره ها از دستم در رفت دی:

******** :))))


+ در آغوش حق مهربان:)))

۱۰ comments
سِناتور تِد
۱۸ بهمن ۰۰:۵۲
موافقم!

+ رپ رو بیشتر میپسندم به دلایلی :) اونم یه سریِ رپِ خاص! پاپ به جای خودش البته :)) واسه خوب شدن حالم پاپ گوش میدم. واسه فکر کردن رپ :))

اسمارتیز :) :

:)

+ من رپ رو اصلا دوست ندارم. علت اصلیشم اینه که ریتمش تنده معمولا :/ خب پاپ هم خوبه ولی پاپِ خاص:) من واسه هر دو پاپ سنتی گوش میدم تازگیا و البته از قدیم هم مداحی:) واقعا چجوری با رپ فکر میکنین؟ خیلی عجیبه:)
خاتونِ گیس گلابتون...
۱۸ بهمن ۰۱:۱۴
خب این کمپین ها هم یک نوع عمل اونم از نوع مثبتش محسوب میشن اگر فقط ازشون حرف نزنیم البته :)

درباره موسیقی هم مدت هاست دیگه نظری ندارم

اسمارتیز :) :

خب مثلا ما وظیفه عادیمونه که مهربون باشیم، که به حیوونا آزار نرسونیم، که بخ نظرات هم احترام بذاریم.... ولی اینقدر به این وظایف عادی و پیش پا افتاده‌مون عمل نکردیم که حالا مجبوریم براش کمپین بزنیم! البته اشاره اصلی اینجا به کساییه که تو کمپین هم شرکت میکنن و بازم همون آشه و همون کاسه:)

منم مدت ها بود نظری نداشتم:) الانم هنوز دقیقا نمیدونم که اینکه نظری دارم خوبه یا بد:)
رامتین کریمی
۱۸ بهمن ۰۱:۱۷
درباره ی موسیقی نظر نمی دم چون اصلا مضمون و هدف نوشتت این نیست.
کاملا حرفت رو قبول دارم.ما آدما فقط بلدیم خیلی خوب شعار بدیم! به عبارت رک تر خیلی قشنگ می تونیم حرف مفت از دهنمون بیرون بریزیم!ماشالله کلی توجیح و بهونه هم برای مقابله ی احتمالی تو آستینمون داریم!تا وقتی که انسانیت فقط تو پیشت موبایل و کامپیوتر خلاصه بشه وضع ما اینه و تغییر نمی کنه هیچ ممکنه بدترم بشه!تا وقتی که پا نشیم و این حس به اصطلاح انسان دوستیمون رو تو دنیای واقعی و بیرونی بروز ندیم هیچی تغییر نمی کنه!کاش بتونیم یه روزی از این طبل تو خالی بودن خودمون رو بیرون بکشیم...

اسمارتیز :) :

بعله:)
بله... انگاری که نسبت شعار دادن به عمل کردن، نه به یکه!!!
و دردناک ترش اینجاست که حتی همین منی که الان این پست رو گذاشتم، یه جاهایی ممکنه از عصبانیت یا بی حوصلگی یا هرچی، یه کارایی بکنم که کل این پست رو ببره زیر سوال....
ولی هرکدوممون اگه فقط از خودمون بپرسیم که سهم خودت از بدبختیات یا وضع جامعه چی بوده، اون وقت فکر کنم دیگه جایی واسه توقع از دیگران نمونه...

طبل توخالی.... کاش..‌‌

* خوش اومدین در ضمن:)
سِناتور تِد
۱۸ بهمن ۰۱:۵۲
رپ بدم بهتون یه ماه درگیرش بشید!!! 
دست کم گرفتیدا 
شما چندتا چیزه مسخره به گوشتون خورده فکر کردید رپه :))) 
من خودم به آلبوم رپ رو یه ساله ازش مفهوم درمیارم  :)))) 

اسمارتیز :) :

خب ریتمش تنده:/ نصف چیزایی رو که میگن نمیفهمم:/ 
ولی خب جدا رپ یه نوع موسیقی عجیبه برام:) حتی تا حالا یه دونه‌ش  رو هم دانلود نکردم:)
اون مسخره ها که بماند که تا جایی که شده سعی کردم اصلا به گوشم نخوره:) ولی خب کلا آهنگ رپ باشه یه مقدار در گوش دادن به آهنگ سست میشم:) که این حس به بعضی از گونه های پاپ هم هست:) 
اوه... رپ و این همه مفهوم؟

* چقدر دیر میخوابین شبا دی:
مجله ویترینو
۱۸ بهمن ۱۲:۰۵
حرف کاملا درستی زدید ...

اسمارتیز :) :


بله ممنون:)
خاتونِ گیس گلابتون...
۱۸ بهمن ۱۲:۳۱
متاسفانه باید بگم این روز ها خیل عظیمی چیزهایی که ازشون نام بردی رو لطف میدونن که هر از گاهی شامل حال دیگران میکننشون و خیلی هم احساسِ خود شاخ پنداری دارن براش :))
اینِ که میگم به کمپین ها نباید خرده گرفت. بقولی لنگه کفشی در بیابان غنیمت است :))

لازم بازم بگم که خیلی خوشحالم از این که چنین دغدغه هایی داری ؟ :)

اسمارتیز :) :

اظهار لطف:/ هه به کجا داریم میریم؟:(

دقیقا همین ضرب‌المثله:) قانع شدم باهاش:)

+ به نظرم اینم مصداق همون لنگ کفش و بیابون و ایناست:) وگرنه به نظرم این سن دقیقا سن همین چیزاست
سِناتور تِد
۱۸ بهمن ۱۶:۰۶
رپِ خوب همه ش مفهومه :)

* از همین تریبون معذرت میخوام :)))

اسمارتیز :) :

چه جالب... واقعا تا حالا چنین نظری رو درباره رپ نشنیده بودم:)

+ می‌بخشم:)
سِناتور تِد
۱۸ بهمن ۲۰:۰۳
شما همین موزیکی که تو پست یکی مونده به آخر گذاشتمو گوش کنید تا حدودی متوجه منظورم میشید. تازه اون سبکه :)))

+ لطف کردید رسمأ :))

اسمارتیز :) :

اتفاقا اونو دیدم ولی اصلا پلی نکردمش دی: 
گوش میدم ببینم میتونم با رپ ارتباط برقرار کنم یا نه:)

+ نه بابا این حرفا چیه؟ قابلی نداشت که:)
ن ر گ س
۱۸ بهمن ۲۰:۱۶

دیروز یه جایی خارج از دانشکده خودمون کلاس داشتم
رفتم
استاد نیومد کلاس تشکیل نشد
یه خانومی اومد اسمامونو گرفت که بده به استاد
چهارتا اسم رو یه برگه نوشتم و اومدم قسمت سفید برگه که کم هم نبود جدا کنم
گفت نکن. برگه رو بده بهم
گفتم باشه استفاده میکنین ازش؟
گفت نه میخوام بدم به استاد
گفتم باشه پس به استاد بگین ازش استفاده کنه اسراف نشه
گفت خانووووم تو این مملکت شترو با بارش می برن شما نگران یه برگه‌ای؟
گفتم خب از همین‌جاها باید مراعات کنیم که بعداً شترو با بارش نبریم
گفت نه تو این مملکت شما نگران این چیزا نباش!
و رفت

و من هروقت به اینجور حرفا فکر میکنم داغ میکنم
طرف میگه اشکال نداره من و تو یه ذره اسراف کنیم چون بعضیا خیلی اسراف میکنن!
مثل اینکه من بگم حالا اشکال نداره من یه آدم بکشم چون عربستان داره شبانه روز کلی آدم میکشه!
تا وقتی منطق‌مون این باشه که چون دیگران بدترشو میکنن اشکال نداره من بکنم اوضاع کشور بهتر نمیشه
تا وقتی سعی نکنیم تکلیف‌مدار شیم
عجیبه واقعاً
وقتی قراره به مسئولین فحش بدیم که چرا تربیت‌نشده‌ان دقت خوبی داریم به رفتارای اشتباه‌شون
اما غافلیم از همون اشتباها تو رفتارای خودمون

البته همه اینا نفی‌کننده ضرورت نقد و دقت به رفتار مسئولین نیست
هردوش لازم و مهمه
اما به نظر من اولی لازم‌تره

اسمارتیز :) :

چقدر حرف دله کامنتتون...
و چقدر تاسف بارو غم انگیز:(
میدونید ما فکر میکنیم مسئولین و در واقع اونایی که دارن میخورن و میبرن، از یه جای دیگه اومدن.... غافل از اینکه اونا از بین خودمونن... از جنس خودمون....
خیلی باهاتون موافقم.... تا وقتی منی که تو این جامعه مسئول چیزی نیستم-از لحاظ اداری و تشکیلاتی- رفتارای هرچند جزئیمو اصلاح نکنم، اون وقت واقعا از یه مقام چه انتظاری میشه داشت؟
اینکه گفتید با دیدن این رفتارا داغ میکنید... واقعا هم اونقدر اذیت کننده و حال به هم زنه که آدم دلش میخواد سرشو بکوبه تو دیوار.... اون وقت میشینیم و تعریف میکنیم که اروپا فلامه و بهمانه و ما اینجوری....
این موضوع اصلا تمومی نداره ... ینی هرچی هم که بگی، بازم هست... بازم افسوس داره و غم... 
کاش بتونیم خودمونو اصلاح کنیم فقط... کاش از این خواب بیدار شیم... کاش دیگه خودمونو به خواب نزنیم...

:)))
ایمان
۱۸ بهمن ۲۱:۳۳
ناموسا طولانی بود حسش نبود بخونم!

اسمارتیز :) :

ناموسا خیلی بی حوصله این!
تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.
About me

زندگی صرفا یک گودزیلاست. عجیب و کشف کردنی. مهم این است که ما چگونه گودزیلای خود را به پرواز در می‌آوریم.
:)
by : عرفـــ ـــان powered by بلاگ بیان